JOHN LOCKE (1632–1704

جان لاک (۱۷۰۴-۱۶۳۲)

 

جان لاک

خدماتی که جان لاک برای اقتصاد کرده است در آغاز کارهایی فلسفی بودند .او اولین توجیه را برای اموال ودارایی های شخصی و محدودیت برای دخالت دولت را در فعالیت های اقتصادی ارائه داد.او کمک کرده بود تا یک  پایه های فلسفی برای توسعه سرمایه داری در قرن هفدهم انگلستان مهیا شود.و کمک کرده بود تا این مسئله در دوره ای که عقاید سخت گیرانه باورهای مذهبی مسلط بود پذیرفته شود .

لاک دریک خانواده ثروتمند میانه رو در سامست انگلستان در سال 1632 میلادی متولد شد .پدر او یک وکیل دادگستری و یک زمین دار قابل توجه بود .یکی از بهترین موکل های او نزدیک ترین رفیقش الکساندر پوفام بود.پوفام عضو پارلمان انگلستان در سال 1647 میلادی شد و به لاک کمک کرد تا وارد مدرسه وست مینستریکی از مهمترین و تاثیر گذار ترین مدرسه های دولتی عمومی انگلستان شود.

لاک به اندازه ای در وست مینستر خودش را خوب نشان داد که برنده کمک هزینه تحصیلی در آکسفورد شد و وارد کالج کلیسای مسیح در 1652 میلادی شد .او در سال 1656 به درجه دانشیاری و در سال 1659 به درجه استادی نائل شد .او سپس تصمیم گرفت در آکسفورد تدریس کند.او در یونان در سال 1660 و در زتوریک در سال 1662 تدریس کرد .

همانند بسیاری از معاصرانش لاک مجذوب کشف ویلیام هاروی که گردش خون در سراسر بدن بود شد .و در وقتهای خالی خود شروع به مطالعه پزشکی کرد .او پزشک شخصی لرد اشلی کسی که وزیر مالی وقت بود شد .و به زودی دستیار شخصی او شد . از ارتباط او با لرد اشلی ، لاک موضوعات مهمی را در رابطه با موضوعات اقتصادی فرا گرفت . از قبیل تجارت با مستعمرات انگلستان و نرخ های بهره . از آنجا که دانش و تجربه او در رابطه با مسائل مستعمراتی توسعه یافته بود در 1673 میلادی او رئیس دفتر انجمن برای تجارت و مستعمرات شد .در سال بعد او به زندگی  خصوصی  و عشق دیگرش  فلسفه بازگشت . در خلال چند سال بعد لاک بر روی مقاله ای بر ادراک انسان (1690) و دو رساله درباره دولت کار کرد . این دو کار اعتبار و شهرت فراوانی را بعنوان یک  فیلسوف بزرگ برای لاک فراهم ساخت . بدون هیچ کم کاستی علاقه ای درمقالات اقتصادی بطور مشخص , روش های پولی داشت و برای اعمال تاثیرات سیاسی ان در انگلستان تا زمان مرگش آنها را پیگیری کرد .لاک پنج اثر را برای اقتصاد ارائه داد که سه مورد از آنها ذاتا فلسفی و دو مورد آنها بیشتر ذاتاً اقتصادی بودند . او همین طور یک توجیه فلسفی برای اموال شخصی و دولت ارائه داد و همینطور یک روش شناسی   که کمک کرد اقتصاد علمی باشد را توسعه داد. کار آخری او این فرضیه را در برمیگرفت که عملکرد مردم عقلایی است و نسبت به محرک های مالی مشوق های مالی پاسخ میدهند.

کارهای لاک برای اقتصاد مربوط به نظریه قیمت و بهره بود. او در  مقابل تنظیم نرخ های بهره دولت و در برابر نقشه دولت برای کاستن از ارزش پول رایج انگلستان که می توانست پی آمد های ناگواراقتصادی را در پی داشته باشد موضع گرفته بود.

شاید مهمترین کار فلسفی ارئه شده توسط لاک توجیه او برای حق افراد برای دارایی شخصی بود. در انگلستان قرن هفدهم فعالیت های تجاری به سرعت رشد پیدا کرده بود و وارد جدال و کشمکش با فئودال ها و انجمن های مذهبی شده بود . باور عمومی که مورد پذیرش همه بود این بود که خدا زمین را برای همه مردم زمین به اشتراک داده است. برای رسیدن به منابع شخصی زمین بدین معنی بود که دیگران از آن محروم می شدند. این مسئله توجیه را برای مالکیت شخصی دشوار ساخته بود. او ابتدا یک پیشنهاد بیشتر غیر جدلی ارائه داد که افراد حق دارند برای شغل شخصی خود و منافع حاصل از شغل خود ، این پذیرفتنی بود مادامی که از زمین محصولات و عرضه فراوانی وجود داشت و مادامی که آنچه که هر کس از زمین میگرفت به هدر نمیرفت قبل از اینکه مصرف می شد . لاک سپس قصد کرد از دفاع های محد.ود از دارایی(بر اساس انچه که می تواند مصرف شود ) تا دفاع گسترده تر از دارایی شخصی . لاک به رسمیت شناخته بود که پول یا سرمایه  در حقیقت ماحصل منافع شغل افراد  بود. بنابر این مالکیت پول می تواند توجیه شده باشد زیرا مردم برای بدست آوردن آن باید کار کنندهمینطور پول به افراد اجازه می دهد دارایی بیشتری انباشته کنند در صورتیکه قبل از مصرف آن را تباه نسازند .تنها محدودیت بر انباشته ساختن نامحدود در جایی بود که فقرا زمین و شغل برای امرار معاش ندارند و یا توانایی محافظت از خودشان را ندارند .

. بعلاوه دارایی شخصی دارای ارزش عملی است. زیرا هنگامی که به افراد اجازه داده می شود که دارایی انباشته کنند آنها مولد تر می شوند.

دومین ارائه فلسفی لاک توجیه او برای دولت در جامعه اقتصاد بود. در خط باور های معاصر لاک می دانست که قانون طبیعت حکم کرده است که منشا نهایی  وظیفه حکمرانی انفرادی است . یک دولت زمانی به وجود می اید که تنها یک گروه از اشخاص توافق کنند  برای داشتن یک حاکم مشترک از برخی حقوق خود بگذرند .  لاک دولت را به منزله یک شرکت می دید که سهامداران آن مردان با ارزش بودند . افراد برای حفظ زندگی شان ، آزادی اشان ،زمین خود را تحت وظایف دولت قرار می دهند .همه شهروندان ( یا حداقل کسانی که مالک زمین و ثروت هستند) بنابر این علاقه دارند که به جامعه مدرن بپیوندند. واحتمالاً همه شهروندان رضایت ضمنی  اشان را نقش دولت ابراز می کنند. فرمان روایان در عوض باید منافع شهروندانشان را حفظ کنند .در غیر این صورت آنها از این مجموعه خارج شده و جایشان را با کسی که قرار دادهای اجتماعی را حمایت کند عوض خواهند کرد .

از انجاییکه دولت از تصمیمات شخصی در ارتباط با قانون و وظایف سرچشمه می گیرد دولت می تواند با پژوهش در قوانین طبیعت توجیه شود .

آخرین ارئه فلسفی ایجاد شده توسط لاک روش شناسی اقتصادی را شامل می شود یا اقتصاد ها چگونه باید باشند.

لاک عقیده داشت مردم به عنوان نفع شخصی عقلایی  نسبت به مشوق ها و انگیزه های اقتصادی واکنش نشان می دهند. این کاملا متفاوت بود از باورهای مذهبی که عقیده داشت مردم نوع دوست بودند یا اینکه آنها فرامین مذهبی را اجرا می کنند. زیرا می توان فرض کرد که مردم به طرق مشخصی رفتار می کنند، قوانین و اصول اقتصادی میتواند توسعه یابند. برای نمونه مشخص کرد  که هنگامی که قیمت برای برخی کالا ها افزایش پیدا می کند مردم کالاهای ارزانتری را که معمولا مصرف می کرده اند جانشین میکنند. بطور مشابه فروشندگان  با تولید کردن و فروش بیشتر به فرصت های سود ده گسترده پاسخ خواهند داد. در نتیجه قوانین اقتصاد می توانند توسعه یا بند مشابه با قانون بویل در شیمی و قانون حرکت نیوتن در فیزیک . گازها تنها مطابق مفاهیم ریاضی  که قانون های شیمی و فیزیک را شامل می شود رفتار میکنند ، همینطور انسانها در مورد منفعت شخصی عقلایی رفتار می کنند وقتی می خواهند تصمیم اقتصادی بگیرند.

در فضای اقتصاد بهینه لاک مفاهیمی برای نظریه پول و نظریه بهره در نیم قرن هفدهم ارائه کرده است . جوزیا چاپلر می گفت که دولت باید نرخ بهره را به 4 درصد محدود کند او ادعا داشت که نرخ بهره های پایین می تواند  به تاجران و دیگران که می خواهند پول قرض کنند برای اهداف کار و سود مند منفعت برساند . و بنابراین ملت ها به طور کلی نفع میبرند.  بنا به گفته چایلد تنها افرادی که از این سیاست ضرر میبینند زمین دارانی بودند که نرخ بهره های بالا را متحمل می شوند .

 لاک این ادعا را رد کرده بود و یک موضع مقابل نظام نرخ گذاری بهره دولت گرفته بود . او ادعا میکرد که قوانین ربا خواری به دوباره توزیع منابع از تجارت بین تجار و زمین داران است .آنها منفعتی به ملت نمی رسانند بصورت کلی زیرا آنها قرض دادن و سرمایه گذاری را افزایش نمیدهند. برای مثال اگر یک تاجر بتواند بر روی پولی که قرض داده است 10 درصد بگیرد و نرخ بهره رایج 5 بوده باشد زمین وتاجرعواید تجارت را بصورت 50-50 بین خودشان ت تقسیم میکنند اما اگر دولت قرض پول بیشتر از 4درصد را ممنوع کند . 60 درصد از عایدات از تجارت به سمت تاجر و 4 درصد به سمت اجاره دهنده زمین می رود . اینجا سرمایه اضافی خالص عایداتی برای ملت وجود ندارد و در حقیقت در اینجا ضرر خالص برای ملت وجود خواهد داشت اگر مردم نخواهند پول اجاره کنند در یک نرخ 4 درصد .لاک به این نتیجه رسیده بود که آن بهتر خواهد بود اگر نرخ بهره ها اجازه داده شود به سطح طبیعی حود برسد بیشتر از آن که با حکم دولت یا دستورات دولت تنظیم شود .

نرخ بهره عادی طبیعی برای لاک نرخ بهره بازار آزاد بود ، نرخی که با قانون عرضه و تقاضا تعیین میشده است . هنگامی که پول در عرضه کوتاه مدت است قیمت آن (یا نرخ بهره)افزایش پیدا میکند زیرا زمین داران میدانند که آنها میتوانند بیشتر قرض دهند . رفتار عقلایی این است زمین داران نرخ بهره های بالاتر را تحمیل  کنند و و پول بیشتری را کسب کنند. بصورت عکس هنگامی که پول بیشتری برای اجاره وجود داشته باشد از ان که قرض گیرندکان تقاضا دارند نرخ طبیعی بهره سقوط خواهد کرد .وام گیرندگان عقلایی صرف خرید کالای معاملاتی میکنند و تنها آن زمین داران  نرخ های خود را کاهش می دهند که بتوانند کسی را پیدا کنند که بخواهد پول قرض بگیرد .

لاک همواره یک تصویر برجسته در مسئله باز ضرب سکه بود . در قرن هفدهم انگلستان بیشتر سکه ها از فلزات قیمتی ساخته می شدند بخاطر ارزشی که این سکه ها داشتند مردم شروع کردن به بریدن لبه ها یا تراشیدن از لبه سکه این قراضه سپس ذوب میشود و به عنوان طلا ونقره فروخته میشده است. بنابر این کسانی که سکه ها را قراضه میکردنند ثروت زیادی را انباشته کردند در صورتیکه سکه های لبه بریده شده برای خرید و فروش کالاها و خدمات در گردش باقی میماندند. این عقیده به سر توماس گرشام اجازه داد تا یکی از اولین اصول اقتصادی را فرمول بندی کند. قانون گرشام به سادگی میگوید پولهای بد پولهای خوب را از چرخه خارج میکند. با این جمله معنی گرشام این است که رفتار عقلایی مردم این است که پولهای بهتر را وسکه های بهتر را نگهداری کنند (حداقل بعد بریده شدن) و آن سکه هایی که بیشتر لبه بریده اند و حداقل از فلزات قیمتی در ان است را خرج کنند. در اوایل 1960 دولت انگلستان برای حل مسئله لبه بری کردن سکه ها یا مستهلک کردن سکه ها پیشنهاد داد که وزن همه سکه هایی که با فلزات قیمتی ساخته می شوند را کاهش داده یا ابتدائاً از ارزش پول رایج بکاهند. لاک با این راه حل مخالفت کرد و با کاهش ارزش مخالفت کرد و از ضرب مجدد سکه با همان مقدارهای سابق از فلزات قیمتی جانبداری کرد. او عقیده داشت کاهش مقدار فلزات قیمت محتوای همه سکه ها روش کمک کننده ای نیست زیرا ارزش یا قدرت خرید پول با حجم سکه یا طلای آن تعیین میشد. این ارزش طبیعی پول نمی توانست  با اختیار عمومی یا قوانین دولتی تنظیم شود.

درباره اساس بندی پول رایج منجر به این خواهد شد که تاجران سکه های بیشتر را تقاضا کنند ( و بنابر این همان سکه ها با حجم فلزات قیمتی) در مبادله برای کالا ها اگر چه اختیارات دولت ارزش پول رایج انگلستان نکاهد و برای ضرب مجدد سکه با استفاده از حجم سابق فلزات قیمتی . ادعای او که کاهش حجم فلزات قیمتی (هر سکه )و(تولید سکه های بیشتر ) منجر به افزایش قیمت ها خواهد شد،لاک را به عنوان مهمترین پیشرو نظریه مقداری پول ساخت. بهر حال لاک بعنوان یک تغییر  کلیدی در اقتصاد ابتدایی برای ارئه های فیلسوفی مهم او ایجاد کرد باقی ماند وبرای موضوع توجیه او برای دارایی شخصی و برای اجازه دادن به فعالیت های اقتصادی برای جاگیری دولت بدون دخالت  مداخله دولت توسط بسیاری بیشتر اقتصاد دانان در طول تاریخ پذیرفته شد حتی تا امروز.                 

 

 

 آثار لاک :

An Essay Concerning Human Understanding (1690a), Amherst, New York,Prometheus Books, 1994

Two Treatises of Government (1690b), 2nd edn, New York, Cambridge UniversityPress, 1953

Some Considerations of the Consequences of the Lowering of Interest and Raising the

Value of Money, 1691, in Locke 1696Several Papers Relating to Money, Interest and Trade (1696), New York, AugustusM. Kelley, 1968

 

آثار در ارتباط با لاک :

Kramer, Matthew, John Locke and the Origins of Private Property, New York,Cambridge University Press, 1977

Letwin, W., The Origins of Scientific Economics, London, Methuen, 1963

MacPherson, C. B., The Political Theory of Possessive Individualism: Hobbes to

Locke, Oxford, Clarendon Press, 1962

Vaughn, K. I., John Locke: Economist and Social Scientist, London, Athlone, 1980